اقتدار ملی؛ از میدان تا میز مذاکره

پارسوماش آنلاین// ساسان اشکش: در روزهایی که منطقه همچنان ملتهب است و بازیگران خارجی با رفتارهای چندلایه در پی بازتنظیم موازنه قدرت هستند، ایران بیش از هر زمان دیگری به درکی دقیق از «اقتدار ملی» نیاز دارد؛ اقتداری که فقط در میدان نبرد معنا نمی‌شود، بلکه در دیپلماسی، انسجام داخلی و حمایت از تصمیم‌های راهبردی کشور نیز جلوه دارد.

تمدید دوباره آتش‌بس با پیشنهاد پاکستان، اگرچه در ظاهر نشانه‌ای از کاهش تنش است، اما در سیاست بین‌الملل نمی‌توان تحولات را صرفاً بر اساس ظاهر تحلیل کرد. پرسش مهم این است که آیا آمریکا واقعاً با این روند همراه است یا پشت این ظاهر دیپلماتیک، سناریویی برای مدیریت فشار و تحمیل اراده سیاسی خود به منطقه و به‌ویژه ایران قرار دارد؟

رفتار آمریکا در این مقطع، از یک تناقض آشکار حکایت دارد؛ از یک‌سو سخن از آتش‌بس و مهار بحران به میان می‌آید و از سوی دیگر فشار اقتصادی، تهدید و محاصره همچنان ادامه دارد. این دوگانگی نه نشانه صلح‌طلبی، بلکه ادامه همان سیاستی است که می‌کوشد هم‌زمان با ادبیات دیپلماتیک، اهرم فشار را نیز حفظ کند.

در این میان، یکی از مهم‌ترین محورهای جنگ روانی دشمن، ایجاد شکاف در داخل کشور است. طرح موضوعاتی مانند ضرورت رسیدن به «یک پیشنهاد واحد داخلی» شاید در ظاهر دعوت به انسجام باشد، اما می‌تواند به بستری برای برجسته‌سازی اختلافات تبدیل شود. طرف مقابل به‌خوبی می‌داند کشوری که در داخل از وحدت کافی برخوردار نباشد، در عرصه بیرونی نیز با قدرت کمتری ظاهر می‌شود.

از همین‌جا اهمیت بازخوانی مفهوم اقتدار ملی روشن می‌شود. اقتدار فقط به توان نظامی و نمایش قدرت میدانی محدود نیست؛ هرچند این مؤلفه‌ها بخش مهمی از امنیت و بازدارندگی کشور هستند. اقتدار زمانی کامل می‌شود که این توان با عقلانیت سیاسی، انسجام داخلی و دیپلماسی هوشمند همراه شود. کشور مقتدر، کشوری است که بتواند دستاوردهای میدان را در میز مذاکره تثبیت کند و از گفت‌وگو برای صیانت از حقوق ملت و تأمین منافع راهبردی خود بهره ببرد.

بر همین اساس، حمایت از تیم مذاکره‌کننده نه یک موضوع جناحی، بلکه بخشی از راهبرد اقتدار ملی است. این تیم زمانی می‌تواند با قدرت و اعتمادبه‌نفس وارد گفت‌وگو شود که از پشتوانه‌ای روشن و فراگیر در داخل کشور برخوردار باشد. هرچه این حمایت ملی عمیق‌تر باشد، امکان تحمیل خواسته‌های طرف مقابل کمتر و قدرت دفاع از حقوق ملت بیشتر خواهد شد.

در این میان، نقش منتقدان مذاکرات نیز مهم است. نقد در هر جامعه زنده و پویا امری طبیعی است، اما در بزنگاه‌های حساس باید مرز میان نقد مسئولانه و تضعیف جبهه داخلی را تشخیص داد. همراهی صداهای مخالف با اصل حمایت از منافع ملی و پشتیبانی از تیم مذاکره‌کننده، نشانه بلوغ سیاسی و درک درست از شرایط کشور است.

این هم‌صدایی یک سرمایه راهبردی برای کشور است. تجربه نشان داده که موفقیت در سیاست خارجی بدون انسجام داخلی ممکن نیست. قدرت چانه‌زنی در بیرون، مستقیماً از همبستگی در درون تغذیه می‌شود. اگر طرف مقابل احساس کند جبهه داخلی ایران یکپارچه از اصول و منافع ملی حمایت می‌کند، ناگزیر با واقع‌بینی بیشتری پای میز مذاکره خواهد نشست.

بنابراین باید با صراحت گفت که اقتدار ملی امروز ترکیبی از صلابت میدان، هوشمندی دیپلماسی و بلوغ سیاسی در داخل است. همان‌گونه که رشادت نیروهای مدافع امنیت سرمایه عزت ملی است، حمایت هوشمندانه و منصفانه از تیم مذاکره‌کننده نیز سرمایه‌ای برای صیانت از همین عزت در عرصه سیاسی و بین‌المللی است.

مذاکره، اگر در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت و با هدف تأمین منافع ملی انجام شود، نه عقب‌نشینی است و نه نشانه ضعف؛ بلکه یکی از جلوه‌های عقلانیت قدرت است. کشور قدرتمند فقط کشوری نیست که توان رویارویی در میدان داشته باشد، بلکه کشوری است که بتواند از این قدرت برای تثبیت حقوق ملی و کاهش هزینه‌های تحمیلی نیز استفاده کند.

امروز زمان آن است که منافع ملی بر هر ملاحظه جناحی و رقابت سیاسی مقدم باشد. اتحاد، همدلی و حمایت از مسیرهای رسمی تأمین منافع کشور یک ضرورت راهبردی است. اگر هدف، حفظ عزت ایران و عبور موفق از شرایط حساس پیش‌روست، باید پذیرفت که اقتدار ملی فقط در میدان نبرد تعریف نمی‌شود؛ بلکه در پشتیبانی آگاهانه از یک تیم مذاکره‌کننده قوی و برخوردار از اعتماد داخلی نیز تجلی می‌یابد.

لینک کوتاه خبر:

http://parsomashonline.ir/?p=9953

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: